
مراسم شب احیا در حرم مطهر امام(ره) هم تعطیل اعلام شد. تبریک به تمام کسانی که دنبال بهانه میگشتند تا اعتقادات مسلمانان را تعطیل کنند. یک گام دیگر برداشتید. خوشحال باشید. خوشحال هستید؟! اما اجازه بدهید داستانی برایتان تعریف کنم که یکی از اساتید دانشکده برایم نقل کرد. سالها قبل یک استادی داشتیم به نام دکتر داریوش.ا.ز (اینجور اسم نوشتن را از کیهان و فارس یاد گرفتم هر چند تابلو شده) ایشان در سفری به ایران بنا را میگذارد به سفر زمینی و با قطار عازم میشود. در کوپهای که نشسته بودند، اتفاق بامزهای میافتد. یک ایرانی دیگر که همسفر بوده، از جیبش تسبیحی در آورده و شروع میکند به چرخاندن و ذکر که متداول مسلمانان است. نفر سوم که یک انگلیسی بوده، چند ساعتی در کار این آقا دقت میکند و بعد دستش را دراز میکند و تسبیح را از این بنده ذاکر میگیرد، میشمارد، یک بار دیگر میشمارد و برای بار سوم که شمرد، آن را از پنجره به بیرون پرت میکند. وقتی برادر ذاکر اعتراض میکند که بابا چرا این کار را کردی؟ طرف جواب میدهد: تو سه ساعت است که داری این را میشمری. من شمردم دیدم 101 دانه دارد. خوب حالا که فهمیدیم چند تا است که دیگر به آن احتیاجی نداریم. (نکته اول برای خودمان: خیلی بد است که فقط به اعتقادات خودمان فکر کنیم و دیگران را خارج از دایره این اعتقادات نبینیم. این آقای لائیک یا در خوشبینانهترین حالت، مسیحی، نمیبایست تحقیق نکرده آلت ذکر این بنده خدا را از بین میبرد) خلاصه این اتفاق میشود مایه دوستی و گفتگوی این دو و وقتی میپرسد که شما این موقع سال کجا تشریف میبرید و از این جور بحثها، آقای ذاکر میفرمایند من دبیر هستم و تعطیلات را آمده بودم اروپا به بستگانم سر بزنم و چون وقت اضافی آوردم، گفتم با قطار برگردم که تفریحی هم کرده باشم. میپرسند: مگر شما چقدر در ایران تعطیلات دارید که این همه وقت گذاشتهاید و این در حالی است که شما دبیر هستید و قاعدتاً باید از اوقات بیکاری برای مطالعه و تحقیق بهره ببرید. آقای دکتر در مقام پاسخ میگوید: تعطیلات ما در ایران شامل 13 روز عید و سه ماه تابستان و دو روز آخر هر هفته و عاشورا و تاسوعا و... که این بنده ناآگاه خدا میپرد وسط حرف دکتر و میگوید: اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ اَ چقدر تعطیلات دارید! دکتر هم میگوید: آقا صبر کن فعلاً 12 امام و 14 معصوم روز تولد و وفاتشان و دهه فجر و نیمه وقت شدن ادارات در ماه رمضان و خیلی چیزهای دیگر را نگفتم!!!
(نکته دوم برای همانها که اول نوشته ازشان یاد کردم: خوشحال هستید؟! آقا گرفتم شبهای احیا را هم تعطیل کردید. روز قدس را هم بسطش دادید و شد هفته قدس! نماز جمعههای هاشمی را هم که با چنان هجمهای مورد هتک حرمت قرار دادید! بقیه ایم و مناسبتها را چه خواهید کرد؟ آنها هم تعطیل؟! دیگر مراسم نگیریم؟! خوب میشود؟! خوب آخه مرد حسابی آن وقت تو به چه چیزی دست میآویزی که ادای مسلمانها را درآوری؟ به چه کسی خواهی گفت برای اسلام تهمت شنیدی اما کار خواهی کرد؟! جواب خدا را چه کسی خواهد داد که با دین خاتمش چنین بیمهری میشود؟!)
اصلاً من با کی بودم؟!!
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 14:2  توسط ا.ا. حسنی
|