|
روزهایی که دانشجو بودم و ساکن خوابگاه کوی، در دانشکده ادبیات یک تبعه کره شمالی در حال درس خواندن بود به نام «کیم». البته اگر از فرهنگ مردم کرده بخصوص مردم کره شمالی اطلاع داشته باشید، این اسم به حدی پر استفاده است که مردم بالغ بر 10 درصد فرزندان خود را به این نام میخوانند. گویا معنای نقره میدهد. در هر حال به واسطه دوستانی که در آن دانشکده داشتم، با کیم مراوده و دوستی خوبی برقرار شد. نکته بسیار زیبایی که در سخنان کیم همیشه نظر من را جلب میکرد، آن بود که هر بار در مورد رهبرشان که آن وقتها «کیم ایل سونگ» بود، حرف میزد، با غرور عجیبی میگفت: رهبرم کیم ایل سونگ! بعدها که با چند کره دیگر به واسطه همین دوستی آشنا شدم، دیدم اکثر آنها نیز با همین عنوان از وی یاد میکنند. یک بار در این خصوص از کیم پرسیدم و خودش اعتراف کرد که رهبرش کیم ایل سونگ آنجنان مردمی است و در میان مردم جایگاه دارد که همه عاشقانه و از روی اقتدا وی را چنین خطاب میکنند. این موضوع با آموزههای سوسیالیزم و کمونیسم رایج در شوروی سابق یا چین چندان سنخیتی نداشت چرا که دیدیم در همان زمان که مردم روسیه رهبران حزب کمونیست را به اجبار با القاب یاد میکردند، به ناگاه با اصلاحات پروستوریکای گورباچف، چه دماری از حزب حاکم درآوردند. یا در چین دیروز و امروز، حماسههایی مانند میدان تیان آن من یا قیام مردم سینکیانگ نشان داد که مردم واقعاً به حزب اهمیتی نمیدهند بلکه بیشتر دنبال عدالت، مساوات مردمی بودن حکومت هستند. به نظرم، اینکه حدود 15 سال بعد از فروپاشی کمونیسم و بلوک شرق، در کشوری مثل کره شمالی مردم هنوز به شیوه رهبران سیاسی و حزبی خود پایبند ماندهاند آن است که نظام سیاسی توانسته است با مشی خاص خود کماکان قلوب مردم را با خود همراه کند به طوری که شهروندانش حتی در کشورهای دیگر نیز از رهبرانشان چنین با احترام یاد کنند. بیانیه بیت محترم شهید قدوسی را که میخواندم، عبارتی نظرم را جلب کرد: «دستگاههاي رسانهاي و فرهنگي چه سهمي در رشد يا انحطاط جامعه داشتهاند؟ آيا جوانان ما مسئولين و دست اندرکاران را الگويي برتر و کامل تر ميدانند و يا اينکه از آنان روي برگرفته و رو به سوي ديگر گذاشتهاند؟ سي سال پيش امام شهيدان، خميني بزرگ، در بيسابقهترين استقبال تاريخ بر مزار شهيدان گام گذاشت. اکنون پس از سي سال آيا او را سرافراز و سربلند کردهايم و يا اينکه هر روز جام زهري تازه به او خوراندهايم و بر اين نوشاندن، پايکوبي کرده و جشن گرفتهايم؟» میدانید، گاهی دل آدمی از این همه اشتباهات که در چنین دوره عظیمی رخ داده و کار را به جایی کشانده که هموطن ایرانی تا پا از لب مرز به بیرون میگذارد، میشود مخالف دو آتیشه و چنان در حد وسع و توان خود به رهبرانش میتازد که گویی تلاش دارد فریادهای خفه شده سی ساله خود را به یکباره بیرون بریزد. حال سوال این است که در این سی سال چرا نتوانستیم شرایطی فراهم کنیم تا چنین وضعیتی فراهم شود که مردم همواره رفتاری متضاد از خود نشان ندهند و به صورت عقلانی از حکومت پیروی کنند؟ مثلاً با احترام بگویند: رئیس جمهورم فلانی یا... !!!
دوستان عزیز میتوانند برای مشارکت در این بحث و دادن پاسخ به این سئوال به وبلاگ راه و همراه به نشانی زیر بروند: http://rahohamrah.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:36  توسط ا.ا. حسنی
|
|
Bahar-20
|